من کیم کز چون تویی بویی رسد جان مرا
جان و دل پر درد دارم هم تو در من مینگر
چون تو پیدا کردهای این راز پنهان مرا
ز آرزوی روی تو در خون گرفتم روی از آنک
نیست جز روی تو درمان چشم گریان مرا...
|
اسرار عشق/ گوهر معرفت آشنایی با شاعران معاصر و سنتی و اشعار آن ها - آموزش متوسطه ی زبان و ادبیات فارسی - نمونه سوالات
| ||||||
|
پيوندهای روزانه |
خدایا! برایم پایی ده که فقط در راه تو قدم بردارد و راهی که به در خانه ی تو ختم شود. خدایا مرا دستی بده که فقط در خانه ی تو را بکوبد و یاری طلبد... ادامه مطلب [ پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1390 ] [ 0:22 ] [ دشتی ]
بوی شوم امتحان آید همی
یاد صفر مهربان آید همی
ما ز تعلیم و تعلم خسته ایم
دل به امید تقلب سبته ایم
ما برای کسب مدرک آمدیم
نی برای درک مطلب آمدیم .
(ایام جانسوز امتحانات بر دانش آموزان کوشا مبارک!)
[ جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391 ] [ 10:43 ] [ دشتی ]
مادر قدیم ![]() گویند مرا چو زاد مادر
پستان به دهان گرفتن آموخت شبها بر گاهواره ی من بیدار نشست و خفتن آموخت دستم بگرفت و پا به پا برد تا شیوه ی راه رفتن آموخت یک حرف و دو حرف بر زبانم الفاظ نهاد و گفتن اموخت لبخند نهاد بر لب من بر غنچه ی گل شکفتن آموخت پس هستی من ز هستی اوست تا هستم و هست دارمش دوست ![]() ادامه مطلب [ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 19:2 ] [ دشتی ]
مادر ، ای لطیف ترین گل بوستان هستی، ای باغبان هستی من گاه روییدنم باران مهربانی بودی که به آرامی سیرابم کند. گاه پروریدنم آغوشی گرم که بالنده ام سازد. گاه بیماری ام، طبیبی بودی که دردم را می شناسد و درمانم می کند.گاه اندزم، حکیمی آگاه که به نرمی زنهارم دهد. گاه تعلیمم، معلمی خستگی ناپذیر که حرف به حرف دانایی را در گوشم زمزمه می کند.گاه تردیدم، رهنمایی راه آشنا که راه از بیراهه نشانم دهد.مادر تو شگفتی خلقتی، تو لبریز از عظمتی؛ تو را سپاس می گویم و می ستایمت.( از طرف دختر نازنینم)
شعر مادر ازاستاد زنده یاد شهریار آهسته باز از بغل پله ها گذشت بیچاره مادرم
ادامه مطلب [ سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 21:16 ] [ دشتی ]
[ پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 ] [ 19:27 ] [ دشتی ]
ضمن تشکر از دانش آموزان وفادار و قدر شناسم نمونه ای از پیام های تبریکشان تقدیم به همه ی معلمان: ادامه مطلب [ سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 1:16 ] [ دشتی ]
![]() گفت استاد مبر درس از یاد ![]() ادامه مطلب [ شنبه نهم اردیبهشت 1391 ] [ 22:11 ] [ دشتی ]
حسرت همیشگی
حرفهای ما هنوز ناتمام... تا نگاه میکنی: وقت رفتن است باز هم همان حکایت همیشگی پیش از آنکه با خبر شوی لحظه عزیمت تو ناگزیر میشود آی... ای دریغ و حسرت همیشگی ناگهان چقدر زود دیر میشود ![]() ادامه مطلب [ شنبه دوم اردیبهشت 1391 ] [ 10:0 ] [ دشتی ]
اي ساربان آهسته رو کآرام جانم مي رود
وان دل که با خود داشتم با دلستانم مي رود من مانده ام مهجور از او بيچاره و رنجور از او گويي که نيشي دور از او در استخوانم مي رود گفتم به نيرنگ و فسون پنهان کنم ريش درون پنهان نمي ماند که خون بر آستانم مي رود... ادامه مطلب [ پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391 ] [ 21:30 ] [ دشتی ]
واحه ای در لحظهبه سراغ من اگر می آیید،پشت هیچستانم.پشت هیچستان جایی است.پشت هیچستان رگ های هوا، پر قاصد هایی استکه خبر می آورند، از گل واشده ی دورترین بوته ی خاک.روی شن ها هم، نقش های اسم اسبان سواران ظریفی استکه صبح به سر تپه ی معراج شقایق رفتند.پشت هیچستان، چتر خواهش باز است:تا نسیم عطشی در بن برگی بدود،زنگ باران به صدا در می آید.آدم اینجا تنهاستو در این تنهایی، سایه ی نارونی تا ابدیت جاری است. .ادامه مطلب [ چهارشنبه سی ام فروردین 1391 ] [ 2:44 ] [ دشتی ]
ای به عالم کرده پیدا راز پنهان مرا من کیم کز چون تویی بویی رسد جان مرا جان و دل پر درد دارم هم تو در من مینگر چون تو پیدا کردهای این راز پنهان مرا ز آرزوی روی تو در خون گرفتم روی از آنک نیست جز روی تو درمان چشم گریان مرا...
ادامه مطلب [ چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391 ] [ 14:36 ] [ دشتی ]
باید مانند بلبل و قناری ، سرمست از زیبایی بهار ، زیر آواز بزنیم و حتی یک لحظه از خواندن سرود شادی و سرمستی دست بر نداریم. ادامه مطلب [ شنبه دوازدهم فروردین 1391 ] [ 23:20 ] [ دشتی ]
رمز سیزده بدر در شعر شهریار روزی شهریار در محفلی نشسته بود و ساز می زد و شعر می خواند که ناگهان پسر بچه ای را دید که از در وارد شد. پشت سر او مادرش وارد شد که همان ثریا بود. شهریار در همان حال شعر زیر را سرود: یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم ادامه مطلب [ شنبه دوازدهم فروردین 1391 ] [ 23:16 ] [ دشتی ]
[ یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390 ] [ 20:38 ] [ دشتی ]
زبان و ادبیات فارسی۴( نیمسال دوم) [ پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390 ] [ 16:50 ] [ دشتی ]
[ پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390 ] [ 16:41 ] [ دشتی ]
[ پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390 ] [ 16:35 ] [ دشتی ]
[ پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390 ] [ 16:30 ] [ دشتی ]
[ پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390 ] [ 16:24 ] [ دشتی ]
[ پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390 ] [ 16:20 ] [ دشتی ]
[ پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390 ] [ 16:15 ] [ دشتی ]
شعر طنز توركي درباره چرشنبه سوري
شعر استاد كريمي مراغه اي درباره چرشنبه سوري بيان رسوم درست چهارشنبه سوري و انتقاد از رسوم نادرست قیش چیخدی گزیر کوچه نی بو تازه جوانلار ادامه مطلب [ دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390 ] [ 19:13 ] [ دشتی ]
درگذشت بانوی داستان نویس سیمین دانشور تسلیت باد خانم سیمین دانشور به حق یکی از نویسندگان و داستاننویسان تاثیرگذار بر ادبیات دوران معاصر بود و همچون همسرش جلال آل احمد، گامهای بلندی در راه فرهنگ و ادبیات این مرز و بوم برداشت. این بانوی بزرگ عصر روز پنج شنبه هیجدهم اسفند در نود سالگی به دیار باقی شتافت. [ جمعه نوزدهم اسفند 1390 ] [ 20:41 ] [ دشتی ]
قايقي خواهم ساخت، خواهم انداخت به آب. دور خواهم شد از اين خاك غريب كه در آن هيچ كسي نيست كه در بيشه عشق قهرمانان را بيدار كند. ادامه مطلب [ پنجشنبه هجدهم اسفند 1390 ] [ 16:1 ] [ دشتی ]
با توجه به نزدیکی تعطیلات عید بنده با کمک هم شهری هایم می خواهم سوغاتی های تبریز و شهرستان های آن را حضورتان معرفی کنم شما نیز می توانید سوغاتی شهرهای خودتان را برایمان معرفی کنید.
ادامه مطلب [ جمعه دوازدهم اسفند 1390 ] [ 11:36 ] [ دشتی ]
شعر طنز از عمران صلاحی شاعر و طنزپرداز معاصر به بهانه ی ۱۰ اسفند سالروز تولد عمران صلاحی دنیایی وارونه عازم رشتم من و ماهى ز تهران مىبرم! ادامه مطلب [ چهارشنبه دهم اسفند 1390 ] [ 15:11 ] [ دشتی ]
صدا کن مرا ادامه مطلب [ چهارشنبه سوم اسفند 1390 ] [ 20:32 ] [ دشتی ]
با سلام ودرود
همکاران محترم ودانش آموزان مشتاق می تواننددر ذیل منابع وبارم بندی دروس را درکنکور ۹۱مشاهده نمایند.
با تشکر از همکار خوبم سرکار خانم نجفی [ دوشنبه یکم اسفند 1390 ] [ 15:38 ] [ دشتی ]
[ جمعه بیست و هشتم بهمن 1390 ] [ 12:28 ] [ دشتی ]
[ چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390 ] [ 17:14 ] [ دشتی ]
|
|||||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||||||